دختربرفی
ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود حتم دارم در شب میلادت ، ای غوغاترین حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین بال های خویش را دست توسل کرده بود پدر عزیزم از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی, روزت مبارک . بالاخره امروز بعد از ده٬دوازده روز خلاص شدن از دست درس این جمله زیبا رو هم جایی شنیدم حیفم اومد نزارمش: "دوست بهترين واژه در جهان است، اما كساني كه معني آن را نمي فهمند اين واژه را بدنام كرده اند.دوست، دشمن تنهايي يك تنهاست". خدایا!!! مهوشی زیبا رخی زرین نشان امروز قصد داشتم یه شعر مشنگ بزارم به نام او که مظهر عشق و جلوه خواهش است ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوش بو ميكند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ و این هم قطعه شعریست از رحیم قوقولی در مهربانی ها همچون برف باش 
گفتم فراق تا کی ؟
گفتم که روی خوبت ار من چرا نهان است ؟
گفتا تو خود حجابی ، ورنه رخم عيان است
گفتم که ازتوپرسم جانا نشان کويت
گفتا نشان جه پرسی ، آن کوی بی نشان است
گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی
گفتا که درره ما غم نيز شادمان است
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آن که سوخت اورا کی ناله وفغان است
گفتم فراق تاکی ؟ گفتا که تا توهستی
گفتم نفس همين است ، گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی هست ، گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بيفزا ، گفتا که رايگان است
گفتم زفيض بپذير اين نيم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غمخانه توجان است

و مدرسه
و معلم
و ...
سری به وبلاگ زدم . تو این مدت دلم واسه همتون تنگولیده بود و از همه دوستانی که تو این مدت به من لطف داشتن و سرزدن خیلی خیلی ممنونم
وامیدوارم دوستیمون تاابد پایداربمونه
.
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.
خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
خدایا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !
خدایا!
تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.
مهربانی بی قرین دل اشیان
گرچه او دور است از چشمم ولی
در درون سینه ام کرده مکان
روی زیبایش بود چون ماهتاب
خمره چشمان مستش مهرگان
در خیالی دلنشین چون بینمش
اختر و خورشید و مه گردد نهان
چون شکر ریزد ز لعل چون شراب
غم ز جانم میبرد او بی امان
مستی جان من ان اواز خوش
قمری و بلبل ز صوتش شادمان
ان کمان ابروی افسونگرنگاه
هم بدل زد تیر مژگان هم به جان
ناز یاری خوشتر ازهر اشنا
چون نسیمی از بهشت جاودان
پیچش گیسوی فتان دلفریب
سرو قد گل سرایش دلستان
تک سوار دل بت خوش رنگ و بو
سر خوش ازعطر و گلابش سرکشان
روی او زیباترین تصویر عشق
نام او همواره باشد بر زبان
تا که دنیا باشد و در سینه دل
نا رود از خاطرم ان مهربان
چون که بنمودی مرا یکدم نگاه
گشته ای خواب و خیالم هر زمان
چون شدی مانوس جان ای نازنین
تا ابد ای ساغی دیراشنا با من بمان
حال کردین!؟
حسودیتون بشه!!![]()
![]()
ولی به دلایلی نشد
و اینجانب نیز به دلیل کمبود مطلب اینو گذاشتم...
باشد تا شمایان خوشتان آید![]()
سلامی به گرمی سینجر گاز به نوع آبسال به ضمانت5ساله سینوس گاز وبه قشنگی شومینه دیواری![]()
امیدوارم سلام مرا بپذیری
آن را باچسب دوقلوی رازی بچسبانی.
من اکنون در کنار سپهرالکتریک نشسته ام
و با خودکار بیک این را برایت مینویسم
هنگامی که از من جداشدی![]()
ونگاه گرمت را از من برکندی![]()
،این شومینه بود که پیکر یخ زده ام را آب کرد
واین بیمه آسیا بود که هزینه اش را پرداخت
تا نیازمند پشتوانه فردا باشد![]()
اکنون که تار و پود بدنم همچون پینگ پنگ خانواده بالا وپایین میرود
،باید اعتراف کنم که نگاه سردت اثر عجیبی برمن گذاشت![]()
بیا تا سفر عشق
را با موتور سیکلت براوو که افتخار ماست
برانیم وبا روغن موتور سپهر و سهند آسوده باشیم![]()
برگرد![]()
تا پیچ های زندگی را با ابزار ماشین سازی سفت کنیم
و دلهامان
را مثل قالی کاشان وستاره کویر یزد بگسترانیم
و زندگی را از دریچه تلویزیون هشام
که فراتر از یک نام است،ببینیم
وبعد گردوغبار جدایی را با جارو برقی پارس خزر پاک کنیم
و اگر پاک نشد
با شامپو فرش یا پودر یکتا بشوئیم
چرا که پاکسان به سلامت خانواده می اندیشد![]()
بیا تا صبحانه را با کرم شکلاتی ومحصولات غذایی پگاه شروع کنیم
ودندانهامان را با خمیر دندان پاوه که حاوی فلوراید است بشوئیم![]()
![]()
بیا تا لبهای ایمان را با چرخ خیاطی کاچیران بدوزیم
و لباسهامان را از فروشگاه البسکو
تهیه کنیم و در آخر یادمان باشد تنها چیزی که یک ذره محبت![]()
را اندازه گیری میکند چیزی نیست جز ترازوی 5 کیلویی مروارید![]()
(مربوط به پست قبلی):
که در زیر بارش برف از کدهای وبلاگ اسنو جان
پسر عمو سعید و حاج رحیم قوقولی
برایش زمین تا زیرزمین فرق فوکوله
| Design By : Night Skin |


